|
فصلي : باد زمستاني |
آزاد : راه |
|
1) دسته ی عزاداری اشک های متبرک را می قاپد ، باد زمستانی 2)
3) زمزمه ميكند آواز تنهايي را- باد زمستاني 4) چشم می بندد گربه از سرمایش... باد زمستان 5) هوهو ميكند باد زمستاني كه بهار نزديك است
شاخه ای شکسته انگشت های یخ زده باد زمستانی 7) عريان ميشود درخت، زير شلاق هاي باد زمستاني... 8)
9) کلاه گذاشت سر شاعر باد زمستانی 10) باد زمستانی آغوش گرم لانه را . . . نفهمید 11) دانه برف از قطب شمال به ايران رسيد باد زمستاني! 12) باد زمستاني ميپيچد و دور ميشود آرزوهايم ... 13) هوو..هوو باد زمستان فرار میکند از من 14) سرد و پر هياهو كنار ميزند برفها را باد زمستاني 15) خشك و سوزناك از ميان روزهاي بهمن ماه باد زمستاني 16) آب مي شود برف 17)
18) با صداي او درخت هم ميرقصد باد زمستاني |
1) تنهایی -- 2) حیران و بی رمق رسیده ام به تابلوی : " راه بسته است " 3) عابر سرراه 4) راه و بیراه چشم ها، تاریک اینجا هوا سرد است 5) زمستان، راه بسته، ولی برف می آید. من دریانی هستم 6) آسمان ابريست گم كرده راه را آفتابگردان 7) در راه به تماشای سپیده سرو ها هم 8) راه رفته را برميگردد پيرمرد باز عاشق شده 9) پا گذاشته ام خود میرود و من بدنبالش ، راه 10) صدایم میکند 11) راه 12)
13) التماس میکند دخترک مرا هم راه دهید در هایکو بازی خود 14) خسته میشوم راه هنوز میرود . . . 15) جز این هیچ . با من راه بیا. 16) راه جنگلي گم ميشود در مه آهو بره اي 17) مادري در درد كودكش در راه- 18) بي تاب و بي قرار نگاه خسته اش به راه خيره مانده است |