مسابقه هايكو - ارديبهشت87
|
فصلي :پرستو |
آزاد :رگبار |
|
1) پناه گرفته پرستو زیر برگ رگباربهاری 2) پايان بهار دير رسيده است پرستوي خسته 3) برف پرستو ها را که دید آب شد . . . 4)
5) تولد... هدیه ای برای تو یک پرستوی بهاری. 6) آه اين بهار، پرستويي نيارميد در آشيان قديمي 7)
جوجه های گرسنه چشم به راه 8) سپيده دمان بالاتر از ديگر پرندگان پرستوها 9) تشييع رودخانه پرستوها چله نشسته اند. 10) آسمان تاریک 11)
|
1) رگبار بهاري- گنجشك پناه مي برد به دستهاي كودك 2) من چتر را از یاد برده ام آفتاب باران را ظهر رگبار میزند . . . 3)
4) رگبار بهاري و چترم روياي سنجاقكي 5) پس از رگبار - سنجابی از لای شاخه ها سرک میکشد 6) مترسک پیر 7) شب بهار پنجره و رگبار ... از خواب می پرم. 8) رگبار چشم هاي تو اند مرا ببند. 9) اسمم زمین است. سرم درد می کند و چقدر بی رحم رگبار... 10) مي تكاند خود را از زير رگبار گريخته گربه ي خيس 11) جنگل تاریک |